حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

جهان در بر شعر

ای دل اگر در پس شعر کوچه بن بست  تقاطع زافکار شده

یکی از سفسطه پر یکی از  بحران نفتو یکی گاز شده

یکی در بند عقاید نظری گفت زمین مستطیل هست چطور

یکی بر بند همو گفت زمین مربع زکجا میدانی

گفت بهر مربع زپرگار بجوی

دور خط فکر خود زاویه ای نوبساز

خانه فکر تو پرواز بلندیست اگر

بر درستی زآن خطو زپرگار بزن

نه مربع بمانو نه مستطیل نه دایره

خود جهان ساز جهان را بر دل نو بساز

زغمو دردو زرنجش کمی مرحم شو

زدرون خود پلی سازو پلی دیگر ساز

Mary's Well (Nazareth) - All You Need to Know BEFORE You Go

شعر را بند تقاطع مکن رد شو چون

در بلوار اندیشه کمی درختو سنبل بزار

کارگر رنج زحمت دروی حاصل دست رنج زده هست

بر دستت چسبی زدی یا در پینه آن گل زدی

شاعر چگونه بتواند بسراید غم خود در غم تو

رنج را فقر را  و تقاطع ناهمسطح طبقات را

شعر رویش فقر و دارایی نیست

شعر  رسالت هنر در بر گفتن ناسروده ها و سروده هاست

شمعی روشن کن درد مرا در شمع ریز

بسوزان تنم را پیکره شعرم را

بلندای برج ایفل مونالیزا نمیخندد

گریه خنده شاید داوینچی هم میخندد

حافظو سعدیو خیام فردوسی شاعران چه گفته اند

تفعل حافظ چه برای تو گفته یا تو برای او چه گفته ای

چاپلین هم غم داشت خنده داشت گریه داشت کات برداشت درون داشت

چاره چاپلینی عقاید او فقر و دارایی و زندگی زمانه خود

جنگ و صلح و عشق سال های کرم خورده

شاید بوفی در درون پیله آزرده

شاید ونگوگ بعد عصر خود

میز سیب زمینی ناخورده رنج خود

متد نقطه های جغرافیا طبقه هنر بر مرز جغرافیا

شعر تن خورده تن شده از شوری قلم

بن بست متینگ خواب و بیداری نهنگ

شوق درون پیله پروانه شدن میگردیم

شاید گرد جهان دور هنر میگردیم

بافتنی که برای زمستان بافت مادر برای پاییز روی بند شعر میبندیم

نقطه نقطه خط پاراگراف سطر سطر آن را پر از شعر میبندیم

شاعر-حسام الدین شفیعیان

/چند خط گذشتن از عابر هایی رهگذر/

خانه کودکی حضرت عیسی مسیح در فلسطین پیدا شد + فیلم

/چند خط گذشتن از عابر هایی رهگذر/
تمام زندگیش در دید چند گذشتن بود
تمام آرزوهایش روی شرط بستن بود
شرطی از پیاده شدن رهگذران شده بود شکو مردد از خریدن ها شده بود
زیر خط فقر آواز نبودن از رویاهایی خاک گرفته
تمام فریاد شنیدن از ماتمی ز آه گرفته
بلند پرواز نکن پرنده ی غریب شهر من
زیر قلم من انگار پرندگان سیاه شده بودند
در گذر از رفتن از سفیدی کاغذ
آسمان بلند تر از پروازشان بود
خواب گرفته بود شهر را از رسیدن
میان آرزوهایی که میرفتن بر تاریخ دلتنگی
فاصله ای از او
میان چند خط عابر پیاده
برایشان ساز غمگین میزد
یکی انگار بلند زیر آواز میزد
کوتاه بود شنیدن از او اما
شعر من تب غم او را داد میزد
حسام الدین شفیعیان

/تبو تب زتب قلم زکاغذو قلم زمن بخوان چو بیت من غزل/

خانه کودکی حضرت عیسی مسیح در فلسطین پیدا شد + فیلم

/تبو تب زتب قلم زکاغذو قلم زمن بخوان چو بیت من غزل/
دو میو سی سولفاسی سوسنو گل رقص ز جمله ز بعدی طنازی
گامو کم گامو زبالا زپائین زبعدی حوضی زبعد زقبلو زما هم بماند دور زمینو بچرخد چنین با هم سازی
رودو دریائو دلو شمعو زساحل زموجو زشب های دگر
الفو لامو کمی نونو زسطری بچرخد کاغذو شمع زروشن تر از این حرف زحرفی چون سازی
عدمو قبلو ز قبلی چو بهتر زآینده چنینو چنان چون سازی
کتابت کنیو جوهرو خطی زدلبر سازی
زمنو زمن زتو زاو زشد چون باران قلمو رنگیو رنگین کمانی سازی
حسام الدین شفیعیان

کمی از خودت بگو

آرزوهای من جایی در غصه هایم بود
قصه ی رمئو و ژولیت برایت نگفته ام
تاریخ عرض دل ندارد کمی از خودت بگو
حسام الدین شفیعیان
کنار خط زندگیکودک آفریقایی از گرسنگی بگو
کنار خط استوا از تقسیم زندگی بگو
شوالیه های تاریخی برایت دیگر قصه نمی گویند
کنار زمین منشور تشنگی بگو
آخرین سکانس زندگی برای او یعنی نان
تلخ ترین رسیده از بریده ای از جراید
فردا کمی از تشنگی بگو
حسام الدین شفیعیان

/پائیزان قلب/

/پائیزان قلب/
در دشتی وسیع خواب دلنگیز شدی
ماهی شدیو حوض دلنگیز شدی
در شب زدگی خیال انگیز شدی
با روح تنو خیال من چه پائیز شدی
حسام الدین شفیعیان