وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان
وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

/چند خط گذشتن از عابر هایی رهگذر/
تمام زندگیش در دید چند گذشتن بود
تمام آرزوهایش روی شرط بستن بود
شرطی از پیاده شدن رهگذران شده بود شکو مردد از خریدن ها شده بود
زیر خط فقر آواز نبودن از رویاهایی خاک گرفته
تمام فریاد شنیدن از ماتمی ز آه گرفته
بلند پرواز نکن پرنده ی غریب شهر من
زیر قلم من انگار پرندگان سیاه شده بودند
در گذر از رفتن از سفیدی کاغذ
آسمان بلند تر از پروازشان بود
خواب گرفته بود شهر را از رسیدن
میان آرزوهایی که میرفتن بر تاریخ دلتنگی
فاصله ای از او
میان چند خط عابر پیاده
برایشان ساز غمگین میزد
یکی انگار بلند زیر آواز میزد
کوتاه بود شنیدن از او اما
شعر من تب غم او را داد میزد
حسام الدین شفیعیان