مجسمه ی یخ زده میدان نبرد انسانها
مجسمه ی فاتح تمام میدان های دور زدگی
دور میدان را خرچنگ زده
مجسمه را آهن زده
تمام درون مجسمه آهک زده
رقص واژگان را دست بر دست تمام شعر ها را آهنگ زده
کلاغ های سیم خاردار جغرافیای کوتاهی دارند
چند بلوکه آهن پر های ریخته زیادی دارند
روی تابلوی خطر عمق غرق شدن بود مگر
کلاغ های قصه بی خانمان آخر قصه هم نرسیدند
جغرافیای ادبیات خارج از جغرافیا
کلمات زنگ زده ی تابوت انگیز
قصه ی تولد شمع باران خاموشی
نقطه های الفبای الفبای زندگی
ستاره های دنباله دار مشکی
روبان های قرمز خاکستری
زمین بنفش زمین زرد زمین قرمز
تابلوی خنده کج رونده از غم بود مگر
داوینچی هم ون گوگ درون خود بود مگر
قصه آدمهای تاریخی قصه ادمهای شنی
زمین چند غزل خواندگی پدر خوانده تمام سکانس بازندگی
الهیات در هم الهیات بر هم الهیات چند فلسفه ای
دانشنامه ی آزادگی دانش از دانشمندگی
فکر های فلز زده فکر های اهن زده فکر های تک سلولی
کلمات آتشین کلمات کبریتی کلمات روشنایی
ساز چند ساز نزدگی ساز نت های بازندگی
ساز شیپور جنگ جهانی نهم جنگ قطعه موتسارت زدگی
شاخه ی گنجشک زدگی بلبل غم زدگی تاریخ ورق زدگی
سوت سوت چراغی روشن فانوس کم نفت سو سو زدگی
حسام الدین شفیعیان
عصر کاندیدا شدن پلنگ صورتی
جایزه خرس طلایی هم شد اسکار ماتم زدگی
عصر شکلات روکش کاکائو زیر سیمان زدگی
تاریخ صفحه چندم پاک شدگی
تقویم سیاره زحل زدگی
شاخ های درون شاخ زدگی
عصر معمای ماست شل زدگی
عصر قبض نفت زدگی
عصر قبض برق زدگی
عصر قبر قیمت خون شدن
عصر نانو تکنولوژی خل زدگی
عصر جوراب عطری عصر جوراب جیغ زدگی
عصر هوای پاک آرزو عصر سالم زیستن ابر ناله زدگی
سمفونی آسمان شده سمفونی آهنگی برای زمین گرمایش شدگی
عصر شعر محیط زیست بین المللی شاعر درون کلمات یخ زدگی
عصر ملوان زبل نوشابه خور شدگی پهلوان میدان آهن زدگی
حسام الدین شفیعیان
عصر دوربین های برگردانده سمت خود
عصر سلفی با خود درون خود
عصر اتاق های شلوغ زدگی
عصر تولد با خود شمع فوت زدگی
عصر تولد فیبر نوری لایک زدگی
عصر مردن درون فیبر نوری نیامد خاموش زدگی
عصر فراموشی خود عصر تاریخ ها را یاد زدگی
عصر نبرد آهنو سیمان زدگی
ببر بالا نوک آسمان زدگی
عصر فقر آهن زدگی
کودک آفریقا هم شبیه کودک آسیایی برابری زدگی
عصر همرنگ شدن رنگ پوست عصر فقر ندارد رنگ زدگی
جز زرد زدگی چه فرقی بین زردو رنگ دستت آبی
زیر ناخن هست فقر آهن زدگی
عصر برابری تمدن ها به حرف عصر ریخت اسکلتش بیرون زدگی
عصر شعارهای قشنگ برابری انسان ها
فاصله طبقاتی مردگان گفتن نوک ساختمان هایتان توی بهشت و جهنم زدگی
عصر نارنجی یا زرد عصر بنفش یا خاکستری
تولد نوزادی عجیب با گوشی بیرون زدگی
حسام الدین شفیعیان
عصر شب به روز نوسان قیمت ها
خریدی وگرنه میشود قیمت ها بالاها
عصر نوسان و برق زدگی عصر آب ماتم عصر حال زدگی
بی حال شدن از قرمزی چشم ها چشم های تاول زده مانیتور و گوشی زدگی
عصر خم شدن قوز شدگی
سر توی گوشی عصر قوز زدگی
عصر درون گوشی مانیتور ها رفتن
عصر مغزهای فیبر نوری زدگی
عصر کشمکش ها عصر درون خود رفتن ها
عصر فنجان زدگی عصر قهوه های فنجان های قهوه ای زدگی
عصر اب شدن آدم بستنی عصر آدم بستنی شدن آدم زدگی
عصر نوسانات مغز عصر بالا رفتن نمره های عینک زدگی
عصر تمدن نوین عصر کلاس های جدید تو خودت با من حرف بزن زدگی
عصر استادهای کوچک شده قد استاد یک متر اما زود فارغ التحصیل زدگی
عصر فشرده خواندن کل تاریخ بشریت در یک روز
عصر فول کنتاک زبان های جهان بلد بودن
عصر کمربند مشکی دان یک آشپزی
قابلمه و آتش و قاشق انگار دفاع شخصی آشپز زدگی
خلاصه کلاس زمین بالا رفت خدا بفرست دان هفت تمام رشته های بافندگی زدگی
ندارد زمین دیگر جایی بفرست یک آدم قد نیم متر اگر نشد آدم آهنی زدن مثل آدم زدگی
حسام الدین شفیعیان