حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

فانوس-87

1-خداوند به کسی قدرت هدایت و اوامر حق را میدهد که درباره او به اطمینان امانت و درستی در او و امر خوب و حمایت از مخلوقات از انسان و حیوان و گیاه و مهربانی را در او به پری رسانده باشد و خداوند سرافراز کننده هست و خداوند کسی را دوست میدارد که در جهت  خیرو منفعت بشریت کوشا باشد.

2-خداوند بینایی میدهد و حس را خداوند مهربان هست خداوند حکمت ها را در حد اعلی آن میداند و خداوند به نیکی و خوبی رهنمود میکند.

3-هیچگاه آدم بد قدرت بر خیر ندارد زیرا بدی را در خود جای میدهد آدم بد آدمیست که آزار رسان و ظالم باشد آدم بد در تاریکیست و تنها قدرت او آزار رساندن اوست اما در تاریکی در غفلت و تباهی هر کاری که بد کند به خودش روزی بر میگردد و  انسانهای در روشنایی از پر شدن از موهبت و مهربانی خدا راه درست را میپیمایند حتی اگر تاریکی از آنها نفرت کند خداوند خوار کننده درستکاران نیست زیرا خداوند خواری اصلی را در سرای کوتاهی دست انسانها از زمین و سرافرازی در آنجا تو چه اندوخته ای هست نه چه قدرتی یا مالی در زمین داشتی آنجا فقط اعمال انسانهاست که یاری کننده آنهاست زیرا خداوند همانقدر که مهربانست عادل هست و عدالت خدا یعنی اینکه مصلحت او چه کسی را در آنجا حکمت او چه کسی را در آنجا بگمارد به امورات هست نه خواست هیچ انسانی و قدرتی زیرا قدرت در سرای بی زوال کارها کاملان به خدا واگذاری هست زیرا زمین محل بوته آزمایش ها و اعمال ها و کوله باری برای سرای بی زوال حکومت کامل الهی یعنی حکومت به معنای آنجا قدرت و امیال زمینی جایی ندارد و تنها شخصیت و چشم باز شدن برزخی کامل هست که به امورات میرساند و این یعنی حقیقت ها را دریافتن کامل و آنجا شما کیستید یعنی اعمال شما و آنجا شما چه کردید یعنی کارهای شما در زمین پس سرای زمین فرصت بذر های نیکوست برای برداشت نیکو در سرای بی زوال الهی.

فانوس-86

1-سعی کنید بهترین روش زندگی یعنی  خوبی و نیکوکاری را در روح خود سرلوحه رفتار خود قرار دهید زیرا جسم عمل میکند به آنچه روح از تفکر در آن جاری میسازد و روح عملی انجام میدهد که تفکر بر آن حکمفرما هست پس در روح خود کار کنید تا در جسم خود عمل کنید و عمل شما آنچنان باشد که در آن رضایت خالق باشد هر چند مخلوقاتی آن را ناپسند دانند اما رضایت خدا را بر رضایت مخلوقاتی که در عملی که برای رضای خداست ارجحیت کامل دهید اما در کاری که انجام میدهید تفکر کنید که آن را به نحو درست و نیکو و خوب به عمل رسانید زیرا آنی که بذر خوبی را درون خود نیکو عمل آورد در مزرعه زندگی دیگران نهال درستی میکارد و آن نهال در عمل آن افراد به نیکویی عمل می آورده میشود که در آن رشد تفکر بر جسم و اعضای آن جاری میشود.آنی که نیکویی کند به انسان حیوان طبیعت عملکرد برداشت آن را در زندگی میبیند .

2-آنچه بر فکر شما جاری میشود آنیست که در درون شما جوشش میکند و آن روح راستین حقیقت هست اگر درون را تاریکی گیرد برون عملکرد تاریک به عمل می آورد اگر درون خود را عبادتگاه خدا کنید برون شما اعمال آنست اگر فقیرید فکر شما فقیر نباشد اگر معلولیت دارید در هر قسمت بدن روی قوت بینایی تفکر و هر قسمت بدن شما دست شما پای شما هر کدام قدرت توان فکری شماست که به آن قدرت عمل میدهد زیرا فکر قوت را جاری میکند و آن قسمت از بدن در قدرت تفکر شما قوت میابد و با همان معلولیت به کار سنگین تر از آنچه فکر میکردید دیگر به کار نمی آید عمل میکند پس قدرت فکر و استقلال فکری حکومت بدن شماست پادشاه بدن شما فکر شماست آن را سالم نگاه دارید تا بر تمام بدن شما فرمان درست براند.

3-اگر در راهی قدم میگذارید که در آن راه تشخیص درستی تمیز دادن را بدانید آن راه سرچشمه دریا خواهد شد زیرا رود در پشت سنگلاخ ها از جریان قوت به دریا میرسد سنگلاخ ها شما را سد نمیکنند بلکه خود شما هستید که در سد رودخانه قوت نمیابید تا دریا را ببینید پس اگر رود فکر شما دریا باشد دریا را بنگرید والا در همان رود می ایستید.

4-اگر کاری که انجام میدهید درست باشد خود طلوع بینایی هست اگر تمام دنیا هم آن را نبینند آن کار در درستی روزی به عمل می آید زیرا زنجیره کار درست در نهال درخت تنومند میشود اگر درختی که میکارید میوه خوب دهد آن را از کاشت تا عمل آن خواهید فهمید روزی به آنچه کاشتید نگاه میکنید و برداشت آن را از میوه هایی که درست عمل آمدند خواهید فهمید اگر در کاشت درست بذر درست مزرعه خوب و سنگلاخی و هم سطح کردن زمین همت گمارید دیگر پای شما به سنگ نمیخورد زیرا در هنگام زمین عمل آورنده تمام جوانب را سنجیده اید اگر ضعف بدن شما یاری ندهد در زنجیره نیکو ضعف آن به قوت آن عمل میکند و محصول آن محصول جمعی خواهد شد پس بیندیشید تفکر کنید تمیز دهید و در قوت عمل کنید و آنچه در زمین خوب کاشته شود در آسمان برای شما بذر ایمانی خواهد بود ایمان قوی یعنی عبادتگاه بدن از پر شدن عمل میکند و تفکر دریافتنو حل مسائل و تشخیص کلام به شما در تفکر در کوبیدن جستن یافتن آنچه در روح شما قوت میگیرد به درستی راستی شما را به امورات کلام رهنمود میکند کلام را شکافتن مثال گندم هست که در مزرعه به محصول برنج ماند که در پخت عمل آوردن آن فن آشپزی میخواهد.فن اشپزی یافتنی هست اما فن ایمانی در یافتن تنها نیست در پر شدن در زنجیره خدا هست که کار عمل می آید پس کاری کنید که دیگران را به رشته درست محکم بند زنید که نه خود افتید نه دیگری را و این راه حلش در رضایت خالق بر مخلوقاتی که خوش نداشته باشند ارجحیت داده شود به درستی حق طلبی و حقیقت جویی که در امر مرور زمان بر عمل و عملکرد و رفتارو بهتر شدن و محصول کامل بدون آفت عمل به آوردن بذر های نیکو و درست و زنجیره تمیز شده از قوت در عمل و آنچه که میتوانید انجام دهید باشد نه بیشتر از توان پر شدن نه تعلل در آنچه میتوانید و انجام ندهید بلکه هر چه در درستی باشد نمود خوب کند و قضاوت شما در پر شدن باشد ان موقع شما قضاوت نمیکنید بلکه رفتار و آنچه عمل می آید خود قضاوت کار خواهد بود پس در قضاوت دیگران سخت گیری یعنی شما دیگران را قضاوت نکنید اما در آنچه عمل می آید خود بر کار قضاوت میشود زیرا آنی که قضاوت میکند روزی بر او قضاوت میشود.ولی آنی که اعمال رفتار سکنات و عملکردش درست باشد اگر هزاران نفر هم آن عمل را رد کنند درستی عمل از جایی از  زنجیره به درستی آن شهادت میدهد و آنی که شهادت میدهد زنجیره درستی و اتصال و روح از عالی ترین اتصال در آنچه عمل میکنید خواهد بود زیرا  خدا  آز انچه فکر میکنید به شما نزدیکتر هست.

فانوس-85

در خلقت توجه کردن باعث شکوفایی ذهن انسان میشود.این شکوفایی در خلقت در فصل ها و زیبایی های آن یافت میشود.بهار.شکوفه.تابستان گرمای آن و زیبایی هایش .پاییز و آن برگ ریزآن و زیبایی هایش.نگاه ما به همه چیز مثبتی که در پیرامون ما هست انرژی مثبت به نگاه ما هست. اینکه بتوانیم در این انرژی حالت خوب ان را دریافت و انتقال دهیم. یک فرد با همین حس میتواند با کائنات همراه شود.زیرا در غیر این خورد میشود. اگر کوهی از انرژی منفی را درون خود بکارد.پس تاثیر در پیرامون هست. سخت هست چون شما در مقابل تاریکی که تنها بحث یک پیرامون خاص نیست این مسئله قدیمی کهن هست روشنایی و تاریکی  در یک مبحث کهن و نو ان از قدیم هست.زیرا روشنایی اگر بر تاریکی غلبه یابد میتوان اول خود را شکوفا دهد انسانی بعد فصل بهار درون خودش شکوفایی برون گیرد.پس اموزه خوب میتواند یک انسان را زنده کند و در این زنده کردن دیگری را اموزه بد کشنده خود و دیگریست.پس تاثیر گذاری ان اول خدا و بعد فصل بهار درون خود انسان از اتصال هست.خب یک بیمار میتواند بگوید حالم وخیم هست و همین حال وخیم او را از پا در اورد میتواند با کنترل ذهنی خود انقدر به خود انرزی مثبت بدهد که درونش را خزان ذهنی نگیرد و درونش را بهار ذهنی فرا گیرد.بعضی اموزه ها زمان بردار خاص زمان خاصی نیست اگر قرن ها هم بگذرد میتواند زنده کننده باشد.زیرا انسان در زمان هایی نیاز به خواندن دارد تا این جملات درونش زنده شود و حالت وخیمش را خوبی گیرد و ان هم اینست تو میتوانی با قدرت ذهن خوب مثبت نگری و بهار دادن به خود خزان های پیش روی خود را زنده کنی. و این حالت خوب را به دیگری انتقال دهی و او به داخل خانواده و جامعه خود زنجیره خوبی مربوط به برخورد یک حالت خوب در یک پدر به انتقال خانواده. این یعنی جلوگیری از فجایع زیرا محبت مهربانی میتواند با اموزه های خوب از وقایعی جلوگیری کند که گاهی ادم فکرش را نمیکند.پس ذهن انسانها مخلوقات خدا ارزشمند و درون آن یعنی بذر خانواده. بذری که اگر در مزرعه درستی و مهربانی شکوفا شود یک مشکلات را سختتر نمیکند بلکه اول کنترل ذهنی میدهد و بعد در شرایط بهترین روش را عملکرد و تفکر کردن و انجام دادن هست.پس بجای نمک زخم سعی بر ان باید باشد مرحم همدیگر شدن بشویم. این حداقل و حداکثر توانی که بر میاید  آن هم میشود شد.

فانوس-84

وقتی در کتب هایی چه اعتقادی چه سایر کتب اموری بدون نام بردن شخصیتی یافتید انطباق صورت میگیرد جایی که اسرار هست انطباق و جایی که روان گفته شده دیگر فهم آنست.بعضی کتب مثل پازل بهم ربطند که یک خط آن پازل آن را بر هم میزند مثال خیلی مسائل پازلی.اینکه انسان باهوش بتواند پازل ها درست بچیند و برداشت درست بگیرد مهمست. والا میشود روخوانی. ولی درک مفاهیم کتابها هست که انسان را به فهم عمیق آن در سطحی که کشش فکری میکشد ببرد بیش آن باید غنی در فکر شد و اگر آن مرحله نیستید همان که روان هست بخوانید زیرا در بر برداشت غلط گمراهی هست و در بر پر شدن فکری بهتر اما نه خط آخر آن زیرا خط فکری دریاست و بسته به کتاب که چه به شما میدهد معمولان معمولان کتابها آخر هایش باید مهمتر باشد بسته به زمانها.مثلان شما کتاب مکاشفه بخوانید کتاب دانیال بخوانید کتاب انجیل و... اینها و زبور مثلان حالا بین آن و انتهای آن و مفاهیم آن.هر کسی تفسیری کرد حمله نکنید به آن شخص بلکه شما هم نظرتان را بگویید گفتمان شکل گیرد و بهترین آن ارائه به مخاطب شود این مثال کلی جهانیست پس با مطالعه بالا به امورات بروید تا ارزش دانش شما به گفتمان آرد یا حرف آن شخص که در آن زمینه بیشتر و تکمیل تر هست را گوش دهید. مگر آنکه گفتمان سنگین که دو شخص سطح دانش بالا در امورات کتاب یا غیره با هم مباحثه کنند توش مسائل خوبی یا دانش افروزی روشن میشود.و هر سطحی از دانش بالاخره گفتمان کنید این خوبست نه دعوا بلکه گفتمان.اختلافات هست اگر دو اعتقاد باشد در گفتمان مهم اینست که به مخاطب نتیجه را واگذار کنید نه رینگ مبحثی بلکه نتیجه قضاوت را به بیننده دهید.

فانوس-83

هر گاه هر انسانی که بدنبال کشف حقایق رود در پرتو دانش و تحقیق و یاری خداوند به مکشوفاتی رسد البته این مکشوفات اموری هستند که انسان را به هدایت آنچه باید شود برساند یعنی  اعتماد بر خداوند اصول پایه ایمان او باشد هر گاه اصول پایه انسانی درست شد سعی در بهتر کردن اعمال خود کند و آن را جوری روشنایی بخشد که نه شک کند نه ترس بر او مستولی شود. هرگاه شک و ترس در انسان  ریشه دواند روشنایی وجود او به تیرگی رفته اما یقین کسی که به خداوند اعتماد قلبی تفکری داشته باشد خداترسی نه اینکه خداوند ترسناک هست نه این ترس از اینست که اعمالش مورد توجه خداوند نباشد والا مورد توجه خودش باشد اما مورد رضایت خداوند نباشد مثال سیبی هست که خوش رنگ هست خوشمزه نیست و کخ زده هست پس ایمان قوی داخل سیب را کخ زده نمیکند بلکه عیب ها را بر طرف و آنچه حاصل میشود نیکو و ارزنده هست.هر گاه دچار برزخ زمینی جسمی و روحی شدید یعنی یک جا یا علت های کاری شما درست نبوده و باید ان را در رضایت خدا درست کنید.برزخ روحی بدتر از آتش جهنم هست. زیرا برزخ روحی آنچنان شما را میسوزاند که هیچ آتشی نمیسوزاند.برزخ روحی سرگشتگی جسم و روح در عالم ماده هست .این برزخ یعنی شما در یک مرحله از پاک سازی باید پیش رفته و از آن در بیایید.چه کاری انسان را از برزخ روحی جسمی در میاورد کار خوب و ارزنده و درست هست.اگر شما اموراتی را اشتباه روید برزخ جسمانی شما مستولی میشود باید ببینید کجا را اشتباه رفته و درست کنید و نیکی را سر لوحه گیرید با راهنمایی خداوند هست که انسان به سر مقصد درستی میرسد.آفت همه چیز برتری جویی هست.نیش زبان.بدگفتاری.بدرفتاری.بی محبتی.بی مهربانی.زخم زبان خیلی بد هست روح را تاریک میکند.راهنمایی. ارشاد هر اسمی که در هر نموداری گفته شود آنهم با درستی آن شخص در انسان تبلور روشنایی هست.پس زخم زبان بد هست اما راهنمایی با یاری خدا به دیگری خوبست. مهربانی. و روی خوش خوبست ترش رویی و بد اخلاقی امریست که افراد را ناراحت میکند. کدام خوبست خوش رویی همراه با ایمان .ترش رویی و بداخلاقی صفات بد هست. هر صفت بد باعث میشود شما  در برزخ جسمانی روید. صبر.حوصله.استقامت.کار کردن روی خود.و دیگران.محبت.پرهیز از خشم. غرور.غرور آفت هست. غرور  کاذب یعنی غروری که شما را خشمناک میکند.اما خشوع و صداقت و با خدا بودن شما را از غرور میزداید غرور باعث سقوط و خشوع باعث صعود میتواند در کنار اصلاح امورات دیگر شما به یقین اینکه دارید بهتر میشوید برساند. اما غرور خشم. خشم  حرکت سریع حرکت سریع پشیمانی. پشیمانی برزخ. برزخ ساخت برزخ دیگر. برزخ دیگر سخت. اما انسانی که میداند خداوند مقتدر هست و مهربان و عادل شک نمیکند بلکه میداند خداوند دقیق و منظم عمل میکند این نظم خداوند را افراد با صبر در میابند و الا افراد غیر صبور آن را جور دیگر معنی میکنند.