1. ایمان، ضامن چیزهایی است که بدان امید داریم و برهان آنچه هنوز نمیبینیم.
3. به ایمان درمییابیم که کائنات به وسیلۀ کلام خدا شکل گرفت، بدانگونه که آنچه دیده میشود از چیزهای دیدنی پدید نیامد.
5. به ایمان بود که خَنوخ از این جهان منتقل شد تا طعم مرگ را نچشد و دیگر یافت نشد، چون خدا او را برگرفت. زیرا پیش از برگرفته شدن، دربارۀ او شهادت داده شد که خدا را خشنود ساخته است.
8. به ایمان بود که ابراهیم هنگامی که فرا خوانده شد، اطاعت کرد و حاضر شد به جایی رود که بعدها به میراث مییافت؛ و هرچند نمیدانست کجا میرود، روانه شد.
10. زیرا چشمانتظار شهری بود با بنیاد، که معمار و سازندهاش خداست.
15. اگر به سرزمینی میاندیشیدند که ترکش کرده بودند، فرصت بازگشت میداشتند.
23. به ایمان بود که والدین موسی او را پس از تولّد به مدت سه ماه پنهان کردند، زیرا دیدند کودکی است بینظیر؛ و از حکم پادشاه نهراسیدند.
29. به ایمان بود که قوم از میان دریای سرخ همچون زمینی خشک گذشتند؛ امّا چون مصریان کوشیدند همان کار را انجام دهند، غرق شدند.
33. که به ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعدهها را به چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند،
16. خواهند گفت:«دریغ، دریغ! ای شهر بزرگ،پوشیده در پارچههای نفیس ارغوان و سرخ،رخشنده در برق طلا و جواهر و مروارید!
7. برگزیدگانش از برف پاکتر بودند،و از شیر سپیدتر؛بدنهایشان از لَعل سُرختر بود،و شمایل ایشان چونان یاقوت کبود.
14. اکنون همچون کوراندر کوی و بَرزن سرگردانند؛چنان از خون نجس گردیدهاند،که کسی جامۀ ایشان را لمس نتواند کرد.
19. تعقیبکنندگانِ ما،از عقابهای آسمان چابکتر بودند؛بر کوهها تعقیبمان کردند،و در صحرا به کمینمان نشستند.
8. بردگان بر ما حکم میرانند،و کسی نیست که ما را از دستشان برهاند.
15. شادی از دلهای ما رخت بربسته،و رقصمان به ماتم بدل گشته است.
8. زیر بالهایشان در چهار طرف، دستهای انسان بود. و صورت و بالهای آن چهار بدینگونه بود:
3. مرا گفت: «ای پسر انسان، تو را نزد بنیاسرائیل میفرستم، نزد قومی عِصیانگر که بر من عِصیان ورزیدهاند. آنان و پدرانشان تا بدین روز بر من طغیان کردهاند.
7. کلام مرا به ایشان بگو، خواه بشنوند و خواه نشنوند، زیرا که عِصیانگرند.
12. زمان موعود فرا رسیده و آن روز نزدیک میشود. نه خریدار شادی کند و نه فروشنده ماتم گیرد، زیرا که غضب بر تمامی جماعت ایشان قرار گرفته است.
3. میگویند، ”آیا زمان خانهسازی نزدیک نیست؟ این شهر دیگ است و ما گوشت آن هستیم!“
18. «چون ایشان بدانجا آیند، تمامی چیزهای مکروه و قبیح آن را از میانش خواهند زدود.
24. آنگاه روح مرا برگرفت و در عالم رؤیا به روح خدا، به کَلدِه نزد اسیران برد. آنگاه رؤیایی که دیده بودم، از من رَخت بست.
4. در وقت روز، در برابر دیدگان ایشان، بار سفر خود را همچون بار تبعید بیرون آور، و شامگاهان، در برابر دیدگان ایشان، تو خود همچون کسانی که به تبعید میروند، بیرون شو.
28. بنابراین به ایشان بگو، خداوندگارْ یهوه چنین میفرماید: انجام هیچیک از سخنان من دیگر به تأخیر نخواهد افتاد بلکه کلامی که من میگویم، واقع خواهد شد؛ این است فرمودۀ خداوندگارْ یهوه.»