از آنجایی که گفته شده یهود دنبال آیتند و یونانی دنبال حکمت.و من گویم هر کدام جای خود.حکمت برای چه؟ و آیت برای چه؟ و معجزه برای چه؟ و شناخت برای چه؟
گاهی معجزه را بر یک اتفاق مینامند.گاهی میگویند در زندگی فلانی معجزه ای رخ داده.مثال شخص دگرگون شده.آدم خشنی بوده شده رئوف القلب .آدم تغییر یافته شده.معجزه را گویند اتفاقی در شخص افتاده.چه اتفاقی افتاده.یک شخص مثال تجربه کننده مرگ موقت شده بازگشته تغییر کرده.هست شخص از این رو به آن رو شده.چه اتفاقی افتاده؟ گاهی یک اتفاق خارج از آنچه میبینیم میفتد یعنی آنچه میبینیم و تعریف مثال یک درخت.مثال یک دریا.مثال یک خورشید حتی.گاهی یک امری که تعریف شکل دارد اما تغییر کرده.یا یک چیزی که به چشم ما اشنا نیست.گاهی آشنا نیست باز با آشنا هست تفاوت دارد.گاهی افرادی از هیچ امری شوکه نمیشند گاهی شخصی با حتی کوچکترین معجزه ای شوکه میشود.نگاه کنید زندگی پر از معجزه چیست؟ تعریف شما از معجزه چیست.و تعریف کلی معجزه چیست.تعریف شکل و اشیا و محیط پیرامون چیست.یک اتفاق که به چشم ما غیر آنچه تعریف از انست میفتد. مثال درختی شبیه انسان کله انسان.مثال پرنده.یا چیزی غیر تعریف آن شود.گاهی در بدن خود شما.گاهی در علائم آسمانی.اما اونی که کلان اعتقاد به خدا نداره.اون هر امری رو توجه میکنه که برایش در ذهنش تعریف دارد.حالا یک بیخدا بازگردد و با خدا شود ببینید اگر ندانم گرا باشد با سرسخت بی خدایی فرق دارد.بی خدایانی هستند که در سطح دینی بودند سطوح بالای آنهم.در دانشگاه و امورات تخصصی هم بودند.کتابدان.منتهی بی خدا شدند.هستند ها.تمام کتب و ادیان رو هم بعضان هستند در همان افراد میشناسند.طیف گسترده دارند.منتها دلایل دارند.مثال یا یک امری رو رفتند و خواستند براشون باز بشه. یافتند دیدند نه مسئله پیچیده شده براشون.یا هم بنابر رفتاری رفتارهایی.دلایل زیادی داره.دلایل حتی غیر اینم داره.بدون این دلایل مسائل دیگر.اما شخص مثال رییس یک فرقه بی خدایانی در آفریقا مثال به عیسی ایمان اورده حتی جانشو هم حاضر بده.نگاه کنید خود شخص باید برسه.اتفاق یا معجزه در اون تعریف داره.تعریف قبل اون. و تعریف بعد اون.یا تعریف اتفاقی که حتی در خود هم نگاه میدارند.پس میخ وار نمیشود.ارائه و خود شخص.ایمان اجباری نیست.اما اگر شخص خودش با تفکرش حالا اتفاقی.مسائلی شد.حالا مسئله آنقدر قوی باشد شاید تعریف کند بگویید اه حالا چهاتفاقی افتاده.برای اون شخص مهمه.و این احترام به اون شخصه.گفتمان عصر حاضر تنها عصر گفتمان نبوده. از کهن هست.مناظرات در طیف ها.تنها مسائل دینی هم نیست مناظره و گفتمان زمینه های مختلفی داره.حالا یونانی دنبال حکمت اما و یهود ایت.آیا یهود هم در تورات کار نمیکند چرا.آیت خواستن برای امورات دیگریست. حالا ایت نبود شخص گوید من دنبال فقط آیتم نبود شریعت هیچ.منظور تورات یهودیت.شریعت و احکام یهود.پس اونیکه یهود هست.اونیکه دین دیگه.اگه جد در جد باشد.حالا شخص یهود بوده تغییر دین داده هستند مسیحی شدند عده ای.یا اسلام مسیحی یا مسیحی مسلمان شدند.باید حالا شهادت ایمانی اتفاق علت نه اینکه بخواهیم بگوییم چرا.نه ببینیم چه شده.این اصلان خودشون میگند در برنامه هایی هست.پس این ها هست.میگویند اشخاص برای پناهندگی برای ازدواج در حالا مسیحیت یا اسلام تغییر دین میدهند.اولان پناهندگی یعنی پناهنده شدن به کی پناهنده شدن.به مسیح.مثال ازدواج کرده مسلمان شده.حالا اگر مسلمان شده برای ازدواج برای دلایل یگر شخص مسیحی شده.خب دیگه با اون پیرامون ارتباط داره.تغییر اتفاق میفته.خواه حالا شخص بودایی شده یا هر دینی.به هر حال اگه دین جواب براش بده.تغییر معجزه گونه اتفاق میفته.اگرم نه.این ضعف باید برسی شود.یا خود شخص برسد یا اگر واقعا نرسید کدامیک را تقدیم میکند.دینش را یا عشقش را.یا هر چیزی.یا دلایل دیگر.پس از منظر گسترده داریم میگیم.چون اینقدر چالش ها. سوال ها.درباره ادیان هست.که در منظر جامعه ای که در انست حتی برون .گاهی یک عالم دینی یک کشیش یک خاخام یک روحانی در ادیان تعریف دارد در تخصص یا حتی بعضی افراد مطالعه سطح بالا داشتند.شخص اصلان دین شناس درجه یک هست.بصورتی که مثال حتی در تنه یک درخت چهره ای ببیند با نقوش کهن میگوید فلان شخص هست.یا نشانه شناس ایت شناس.اینها در منظر جایی هست که اشخاص امروزه فلان چهره افتاده بیست هزار دلار مثال.اولان نان برکت نانی هست از خلوص.چهره افتاده در فلان امر نان از کجا میدانید چهره کیست.ولا نان برکت شهادت ایمانی مسیحیان هست شخص جایی بوده مشکلی خواسته شده.حالا نشد باید ول کرد.اصل اورجینال هر چیزی ارزش دارد اولا.اونی که کلام و دریافت کرده مفت یافته مفت میدهد. سختی کشیده.گرمای روح القدس رو کشیده.منتها طبق کلام کار میکند.نه اینکه نان بری باشد نه.اصول یک راه هست.والا اونی که مشکلات دارد جامعه متحد حل کننده باید باشد درست.پس چون حقیقت گفته شود دشمن حقیقت شدن خوب نیست چون حکمت ها هست.خصومت شخصی نیست.مهر هست.والا خصومت که کینه هست.کینه روش میزارند.دسیسه دارند.بعد چاله اگر برای بدی باشد خود در چاله بیفتند.پس محکوم کردن هم بد هست. در تعریف اون راه.یا نادان خطاب کردن .بلکه افزودن.مسح عالی.همینکه اهمیت مسح دریافت شد. یعنی ظرفی که خود دارای پری شود که پر کند.ضعیف .نیاز به مسح داشته باشد شخص.اینها بعد تعریفش در زندگی ایماندار پدید میشود.مگر از راه کلام قوی کند خود را که همانم باز پری مسح لازم هست.پس اهمیت مسح روح القدس مستولی میزان مشخص میشود.نه اینکه آزار دهنده کلیسا باشد این حرف.نه اتفاقا بعد متوجه شخص خود میشود.کسی گمارده شود که این گرمای روح.این پری.این را داشته باشد میخواهد شخصی را پر کند. شاید فکر شود نه بابا یک رفتن توی اب دیگه حالا اون شخص چه نقشی دارد.دارد مسح میکند شما را.خب حالا این را فاکتور بگیریم.مسح از خود شما درست در آمد.یعنی روح القدس بواسطه خود شما آمد درست پر در شروع شدید به میزان. حال ببینید اون مسح کننده هم اگر قوی باشد چه میشود.میشود عالی.پس میشود اما داریم از بهترین روش عملکرد حرف میزنیم.عکسی هست شخص مسح دارد میکند آب اصلان مشخصه در دریاچه ای.اونی که بلد به روح القدس باشد.شخصیم حالا مسح میکند اون حالت نیست.ولی مستولی میزان میشود.بعد شخص میبینی مکاشفه ای رو حل میکنه. یا میگوید یا اصلان دست گذاری بنام میکند.این تعریف در راه خود مشخص هست.پس برای توضیح عالیتر آن هست نه سختگیری.چون راهش پیدا میشود.برای آن شخص.اما داریم از مراتب عالیه خوب کاری میگیم.والا میشود گفت برو هر جور خواستی میگن.منتها اونم داره میگه بشو نه اینکه بخواهد از غیر دلسوزی بگوید میگوید میشود.اما حالا شرایط بود و فضای باز یعنی همه چی در آن محیط به مراتب یافتنی.این برای موضوعی که بشود گفت انتخاب عالی.والا در کل راه پیدا میشود در قوت.و قوت در مسح .و حالا اگر نبود راهش پیدا میشود.مهم تفکره و رسیدن به آن چه رسیدید هست.پس حال کسی گوید معاد اونجور شخص گوید انجور تمیز خود چه میگوید پر شدن دریافتن معانی.والا خود انجیل مثال ها .و اینها همه تخصصی هست.پس نمیگوییم اه ببین چقدر داره شخص اشتباه میگه.میگیم اون به میزانی که رسیده میگه.خب چهار تا دیگه هم گوش کن. بیست تا دیگه اصلان تا کنار هم بگذاری ببینی کدوم کاملتر رسیده.فلان شخص در فلان دین سخنرانی را گوش داده ده تا همون موضوع رو گوش بده حالا که عصر کهن نیست عصر اینترنت.وگرنه گذشته هم شیوه خود افراد سخنور مکان مهمه.افراد عالم به آن دین.